چرا جایگزینی کابل مسی با فیبر نوری ضروری است
انتقال از شبکههای مبتنی بر کابل مسی (مثل DSL و VDSL) به فیبر نوری در آلمان و اروپا بهعنوان راهبرد مرکزی برای رسیدن به سرعتهای گیگابیتی مطرح شده است. کابل مسی بهصورت فیزیکی محدودیتهایی دارد که امکان ارائه پهنای باند بالا، تاخیر پایین و ارتباط پایدار در مسافتهای طولانی را فراهم نمیکند؛ در مقابل، فیبر نوری با انتقال داده بهصورت امپالسهای نوری میتواند پایهٔ یک انقلاب دیجیتال برای یادگیری آنلاین، استریمینگ با کیفیت بالا و دورکاری باشد.
مزایای فنی فیبر نوری
ویژگیهای کلیدی فنی
فیبر نوری به دلایل فنی چند مزیت مشخص نسبت به کابل مسی دارد که آن را برای شبکههای مدرن برتر میسازد:
- سرعت بالا: انتقال داده تا 10 گیگابیت بر ثانیه در بستر فیبر نوری امکانپذیر است.
- پهنای باند متقارن: آپلود و دانلود با ظرفیتهای برابر که برای آموزش آنلاین و کسبوکارها مهم است.
- تاخیر بسیار کم: مناسب برای بازی آنلاین، تماس ویدئویی و برنامههای حاشیهحساس.
- مقاومت بالا در برابر نویز و شرایط جوی: عملکرد پایدار حتی در فاصلههای طولانی (تا 100 کیلومتر).
- مصرف انرژی کمتر و کارایی بالاتر نسبت به کابل مسی.
محدودیتهای کابل مسی
تکنولوژیهای مبتنی بر مس مثل DSL و VDSL بهخاطر محدودیتهای فیزیکی قادر به ارائهٔ سرعتهای گیگابیتی و کیفیت خدمات با تاخیر پایین نیستند؛ این محدودیتها باعث میشود سرمایهگذاری بلندمدت روی فیبر نوری منطقیتر و آیندهنگرانهتر باشد.
سیاستگذاری و نقش نهادهای تنظیمگر
در آلمان نهاد تنظیمگر شبکه ملی برنامهای ارائه کرده که طبق آن در مناطقی که 80 درصد خانوارها با FTTH پوشش داده شوند، امکان خاموشسازی محلی شبکههای قدیمی DSL فراهم میشود تا سهم فناوریهای قدیمی کاهش یابد و سرمایهگذاری در فیبر نوری تسریع شود.
قوانین و تسهیلهای اداری
در سطح اروپا قوانینی مانند «قانون زیرساخت گیگابیت» مجوزها و روندهای اداری را سادهتر میکنند، اما کارشناسان تردید دارند که این اقدامات بهتنهایی برای پر کردن شکاف عظیم سرمایهگذاری کافی باشد.
تامین مالی و پروژههای محلی
پروژههای محلی و منابع دولتی نقش مهمی در توسعه فیبر نوری دارند. بهعنوان مثال در منطقهای مانند Bautzen بیش از 117 میلیون یورو کمک فدرال بهعلاوه منابع ایالتی منجر به تأمین مجموعاً 204 میلیون یورو برای اتصال 26 هزار خانه شده است؛ اولویت در این پروژهها بر نقاط سفید (بدون پوشش)، مدارس و بخشهای تجاری قرار دارد.
پروژههای کوچکتر و ثبتنام کاربران
در برخی شهرها برنامهریزی شده تا پایان 2026 تعداد مشخصی از خانوارها به گیگابیت دسترسی پیدا کنند؛ مثلاً برنامهای برای پوشش 2,680 خانوار وجود دارد، اما کاربران باید فعالانه برای دریافت فیبر ثبتنام کنند، زیرا فیبر بهطور خودکار وارد منزل نمیشود.
در مناطق دیگر نیز سرمایهگذاریهای ایالتی بزرگی مشاهده میشود؛ برای نمونه سرمایهگذاری بیش از 231 میلیون یورو در یک ایالت برای حمایت از پهنباند گزارش شده است. همچنین یک اپراتور بزرگ پیشنهاد کرده تا پایان ژانویه 2026 تعرفهٔ گیگابیت را به مبلغ 65.95 یورو ماهانه شامل روتر ارائه دهد تا تقاضا تحریک شود.
چالشها، انتقادات و شکاف سرمایهگذاری
با وجود پیشرفتها، نگرانیها و موانعی جدی وجود دارد که مسیر تبدیل به شبکهٔ تمام فیبر را پیچیده میکند. در سطح اروپا شکاف سرمایهگذاری برای جایگزینی شبکههای مسی تا 2030 حدود 174 میلیارد یورو برآورد شده است.
موانع عملیاتی و نقدها
مهمترین مشکلات شامل کمبود نیروی کار متخصص، ظرفیت محدود در بخش حفاری و زیرساختهای خاکی و نیز پیچیدگیهای بوروکراتیک برای دریافت مجوزهاست. همچنین برخی نشریات محلی نسبت به ساختارهای موازی (دوبارهسازی بیضرورت شبکهها در مناطقی که قبلاً خدمات دهی مناسبی وجود دارد) هشدار میدهند و خواهان شفافیت و تعیین «گامهای سخت» برای جلوگیری از هدررفت منابع هستند؛ همانگونه که گفته شده: «هر یورویی که در ساختارهای موازی هزینه میشود، از پوشش خلاءهای روستایی کم میکند.»
وضعیت در دیگر کشورها
در برخی کشورها مانند اتریش نرخ استفاده از فیبر نوری پایینتر از پوشش اعلامشده است؛ پوشش حدود 50 درصد در حالی که تنها 25 درصد از خانهها واقعاً از فیبر استفاده میکنند که نشاندهندهٔ مانعی در جذب مشترکین است. در بریتانیا حرکت گستردهای به سمت FTTH مشاهده میشود، اما جزئیات و مسیر این تغییرات بسته به سیاستها و سرمایهگذاریهای محلی متفاوت است.
چگونگی موفقیت در «گیگابیتوِنده» (تحول گیگابیتی)
برای اینکه تحول به شبکههای گیگابیتی موفق شود، نیاز به ترکیبی از حمایت مالی منضبط، فشار تنظیمگرانه و سرمایهگذاری بخش خصوصی وجود دارد؛ مهم است که از ایجاد همپوشانیهای غیرضروری جلوگیری و منابع صرف مناطقی با اولویت واقعی شوند.
پیشنهادها و گامهای عملی
- تمرکز یارانهها و بودجهها بر نقاط سفید، مدارس و نواحی تجاری تا حداکثر اثرگذاری اجتماعی و اقتصادی حاصل شود.
- تعیین معیارهای شفاف و مهلتهای الزامآور برای پروژهها تا از دوبارهکاری جلوگیری گردد.
- ترغیب مشترکین به ثبت نام فعال برای FTTH، چون فیبر معمولاً بهصورت خودکار وارد منزل نمیشود.
- حمایت از آموزش نیروی کار و افزایش ظرفیتهای اجرایی حفاری برای کاهش گلوگاههای عملیاتی.
- هماهنگی میان سیاستگذاران ملی، ایالتی و محلی بهمنظور صرفهجویی در هزینه و جلوگیری از موازیسازی پروژهها.
در پایان، تحقق انقلاب گیگابیتی نیازمند تعادل میان سیاستگذاری هوشمند، سرمایهگذاری هدفمند و مشارکت سازندهٔ بخش خصوصی و عمومی است؛ اگر این ترکیب برقرار شود و از هدررفت منابع جلوگیری گردد، انتقال از کابل مسی به فیبر نوری میتواند پایهٔ رشد دیجیتال دهههای آینده باشد.