Table of Contents

مسیر ساده‌شده: پیش‌بینی افزایش مالیات بر ارزش افزوده DIW

خلاصه و تصویر کلی

مارسل فراچشر، رئیس مؤسسه آلمانی تحقیقات اقتصادی (DIW)، پیش‌بینی کرده است که ائتلاف سیاه-قرمز (اتحادیه و SPD) برای جبران کسری بودجه‌ای بیش از 130 میلیارد یورو در سال‌های 2027 تا 2029، مالیات بر ارزش افزوده (Mehrwertsteuer) را از 19 به 21 درصد افزایش خواهد داد. او این راه را «راه راحت با کمترین مقاومت» می‌داند، زیرا احزاب از افزایش مالیات یا کاهش گسترده هزینه‌های اجتماعی و حذف یارانه‌ها اجتناب می‌کنند. افزایش دو درصدی مالیات بر ارزش افزوده حدود 30 میلیارد یورو درآمد اضافی برمی‌دارد، اما به‌طور نامتناسبی به قشرهای کم‌درآمد فشار وارد می‌کند.

دلایل سیاسی و منطق اقدام

به‌گفته فراچشر، ترکیب مواضع سیاسی، گزینه‌های محدودی برای دولت ائتلافی باقی می‌گذارد: اتحادیه غالباً با افزایش مالیات مخالفت می‌کند، SPD حاضر به کاهش مزایای اجتماعی نیست و هر دو طرف از حذف یارانه‌ها که با مقاومت سیاسی روبه‌رو می‌شود، اجتناب می‌کنند. در چنین وضعیتی، افزایش مالیات بر ارزش افزوده به‌عنوان راه حل سریع و ساده برای پر کردن شکاف بودجه مطرح می‌شود.

تأثیر بر اقشار کم‌درآمد

فراچشر تأکید می‌کند که افزایش مالیات بر ارزش افزوده «به‌طور نامتناسب» به افراد با درآمد پایین آسیب می‌زند، زیرا این مالیات مصرفی است و سهم هزینه‌های ضروری زندگی در سبد هزینه‌ اقشار ضعیف بیشتر است. او چنین سیاستی را از منظر اجتماعی «فاجعه‌بار» توصیف می‌کند اگر تدابیر جبرانی هدفمند همراه آن نباشد.

  • افزایش بهای کالاها و خدمات ضروری
  • کاهش قدرت خرید خانواده‌های کم‌درآمد
  • افزایش فشار بر شبکه خدمات اجتماعی و نیاز به کمک دولتی بیشتر

پیشنهادهای جایگزین فراچشر

به‌جای تکیه صرف بر افزایش مالیات بر ارزش افزوده، فراچشر چند مسیر جایگزین و منصفانه‌تر پیشنهاد می‌دهد که هدف آن توزیع عادلانه‌تر بار مالیاتی و کاهش آثاری است که رشد اقتصادی را مختل می‌کند.

افزایش مالیات بر دارایی و اصلاح پایه‌های مالیاتی

فراچشر می‌گوید آلمان در مقایسه با بسیاری از کشورهای صنعتی دارایی‌ها را به‌طور نسبی کم‌تر مالیات می‌کند و افزایش چشمگیر مالیات بر زمین و دارایی می‌تواند منبع پایدارتری برای درآمد دولت باشد. او اشاره می‌کند که «زمین و ملک فرارپذیر نیستند» و مالیات بر ثروت و دارایی می‌تواند بار مالیاتی را منصفانه‌تر کند.

کاهش یارانه‌های زیان‌آور برای اقلیم

یکی از پیشنهادهای کلیدی کاهش یارانه‌های زیان‌آور برای محیط زیست به میزان حدود 60 میلیارد یورو است. فراچشر به نمونه‌هایی مانند امتیازات مربوط به دیزل، معافیت مالیاتی سوخت هوایی (کرزین) و کمک هزینه‌های رفت و آمد (pendlerpauschale) اشاره می‌کند که هم رقابت را مخدوش می‌کنند و هم انگیزه‌های نادرستی ایجاد می‌کنند—مثلاً اینکه زندگی در فاصله زیاد از محل کار به‌صرفه شود.

  1. حذف یا کاهش امتیازات سوخت دیزل
  2. بازنگری معافیت مالیاتی برای سوخت هواپیما (کرزین)
  3. اصلاح یا هدفمند کردن کمک هزینه مسافرت (pendlerpauschale)

اصلاحات در نظام‌های مشوق و بازار کار

فراچشر حذف نظام محاسبه مالیات بر درآمد زوج‌ها (Ehegattensplitting) را به‌عنوان یکی از اقدامات پیشنهادی مطرح می‌کند و پیشنهاد جایگزینی آن با سیستمی مبتنی بر درآمد واقعی را می‌دهد؛ این تغییر حدود 22 میلیارد یورو در بر دارد. او همچنین کاهش گسترده مشاغل حداقلی (Minijobs) را به‌عنوان مانعی برای افزایش اشتغال و رشد اقتصادی می‌داند که باید برطرف شود.

مخالفان، نقدها و ریسک‌های سیاستی

از سوی دیگر، منتقدان هشدار می‌دهند که افزایش مالیات بر ارزش افزوده همچون «چکشی مالیاتی» خواهد بود که طبقه متوسط و صاحبان خانه را هدف قرار می‌دهد. این دیدگاه می‌گوید که چنین افزایشی می‌تواند فشار بر تقاضای داخلی را افزایش دهد و نابرابری را تشدید کند. در مقابل، فراچشر بر این باور است که با توجه به روندهای جمعیتی، موتور رشد دیگر مانند گذشته عمل نخواهد کرد و در نتیجه افزایش درآمدهای مالیاتی تا حدودی اجتناب‌ناپذیر است.

پیامدهای اقتصادی و اجتماعی محتمل

  1. افزایش هزینه زندگی برای خانوارها، به‌ویژه طبقات پایین و متوسط
  2. احتمال کاهش تقاضای مصرفی و فشار بر رشد اقتصادی کوتاه‌مدت
  3. بار مالی بیشتر بر مالکان مسکن در صورت افزایش مالیات بر دارایی
  4. نیاز به بسته‌های جبرانی هدفمند برای کاهش تبعات اجتماعی

نتیجه‌گیری و راهکارهای پیشنهادی

جمع‌بندی این است که افزایش مالیات بر ارزش افزوده آسان‌ترین راه از منظر سیاسی اما از منظر اجتماعی و توزیع عادلانه بار مالیاتی کمترین مطلوبیت را دارد. راه‌حل مناسب‌تر ترکیبی است: افزایش عادلانه پایه‌های مالیاتی مانند مالیات بر دارایی، حذف یا هدفمند کردن یارانه‌های زیان‌آور برای اقلیم، اصلاح نظام‌های مالیاتی زوج‌ها و بهبود ساختار بازار کار. در کنار اینها باید سازوکارهایی برای حمایت از اقشار کم‌درآمد تدوین شود تا تغییرات مالیاتی به‌طور نامتناسبی به آسیب‌پذیرترین گروه‌ها فشار وارد نکند. گفتگو و تصمیم‌گیری شفاف در فضای سیاسی برای یافتن ترکیبی از این راهکارها ضروری است.